تبليغاتX
افق کور

اشعار شخصی ایهام

احدیت

 

چقدر سخت و چه رعب انگیز است

ازازل تا به ابد همره غم

بی نیاز از آدم

 

وحدتی سرد و بدور از احساس

که در آن خالق و مخلوق یکی است

 

زمهریری است جدا از دگران

قدرتی بی پایان

 

ولی افسوس بدور از همگان

کبریایی شدن از فوق مکان

در فراسوی زمان

 

غربتی عین شکوه

مثل یک قله کوه

 

سرد و آرام که

بنشسته به جولنگه روح

 

صاحب مطلق اقلیم وجود

که به هر قصه بخواندیم :

 

یکی بود و نبود

غیر از او در دو جهان

هیچ نبود.....

 

 

 

 

+تاریخ ساعت 11:8 نویسنده ایهام گونه |